الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
696
إحياء علوم الدين ( فارسى )
ما را در كتاب خداى ؟ گفت : واى حاكم زمين را از حاكم آسمان ! پس درّة « 32 » بلند گردانيد « 33 » و گفت : مگر كسى كه با نفس خود حساب كند . كعب گفت : به خداى اى امير المؤمنين كه آن چه گفتى در تورات پيوستهء آن است ، در ميان ايشان حرفى نيست الا آن كه « نفس خود را محاسبه كند » . و اين همه اشارت است محاسبه را براى مستقبل ، چه گفت : من دان نفسه فعمل لما بعد الموت . و معنيش آن است كه كارها را بايد اول سخت سنجيد و تقدير گرفت و در آن بنگريست و انديشه كرد ، پس بدان اقدام نمود و مباشر آن شد . [ مقام دوم ] از مرابطت مراقبت است ( 1 ) چون آدمى نفس خود را وصيت نمود و آن چه گفتيم با وى شرط كرد ، پس باقى نماند مگر مراقبهء آن در حال خوض در اعمال ، و ملاحظهء آن به چشم نگاه دارنده ، چه اگر گذاشته آيد بىفرمانى كند و تباه شود . و بايد كه فضيلت مراقبت بگوييم ، پس درجات آن . اما فضيلت جبرئيل از پيغامبر - عليه السلام - از إحسان پرسيد . گفت : ان تعبد اللّه كانّك تراه ، اى ، إحسان آن است كه خداى را پرستى ، چنانستى كه تو او را مىبينى . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : اعبد اللّه كأنّك تراه فان لم يكن تراه فانّه يراك ، اى ، خداى را چنان پرست كه گويى او را مىبينى ، و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند . و حق تعالى گفت : أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ، « 34 » اى ، آيا پس كسى كه او قايم است بر هر نفسى بدانچه كسب كند . . . و گفت : أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى « 35 » اى ، آيا نمىداند كه خداى - عز و جل - بيند ؟ و گفت : إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً ، « 36 » اى ، بدرستى و راستى كه خداى - عز و جل - بر شما نگاهبان است . و گفت : وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ ، « 37 » اى ، كسانى كه ايشان امانتها و عهدهاى خود را نگاه دارندهاند ، و كسانى كه به گواهيهاى خود قيام نمودهاند . و ابن المبارك گفت مردى را كه مراقبت كن خداى را . پس آن مرد تفسير آن بپرسيد . گفت : چنان باشد كه گويى خداى را - عز و جل - مىبينى . و عبد الواحد بن زيد گفت : چون سيد من نگاه دارندهء من باشد از غير او چه باك دارم . و أبو عثمان مغربى گفت : فاضلترين چيزى كه آدمى نفس خود را در طريقت الزام نمايد محاسبت و مراقبت است و سياست عمل به علم . و ابن عطا
--> ( 32 ) درّه ، تازيانه . ( 33 ) عمر . ( 34 ) رعد 13 - 33 . ( 35 ) علق 96 - 14 . ( 36 ) نساء 4 - 1 . ( 37 ) معارج 70 - 32 و 33 .